در حال بارگذاری ...
  • «هفت رویای کلاغ»

     

    ناشر: مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

    نویسنده: محمد هادی محمدی

    تصویرگر: زنده یاد نفیسه ریاحی

    سال چاپ: 92

    تعداد صفحه: 24

     

    من کلاغ بودم اما پاهایش نبودم که کوتاه بود بال هایش نبودم که برای پرواز بود چشم هایش نبودم که گرد بود نوک اش نبودم که دراز بود رویایش بودم که برای شما شاید عجیب بود تا آن روز کسی نمی دانست که رویای کلاغ چه شکلی دارد

    داستان هفت رویای کلاغ داستان کلاغی است که نمی خواهد مانند همه کلاغ ها زندگی کند. او می خواهد به جهان به گونه ای دیگر نگاه کند. نگاه از دریچه ی رویاها. برای این کار او هر بار لباس یک جانور را می پوشد و به رنگ او درمی آید تا سرانجام به رنگ آبی آسمان می رسد.

    آبی همان رنگی است که از هرچه وابستگی آزاد است و سرانجام کلاغ داستان با پوشیدن لباس آسمان از کرانه ی زمان می گذرد و خود را در جهان بیکران آزاد می بیند.


    نظرات کاربران